محمد يار بن عرب قطغان

77

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

لشكر فراوان متوجه ايشان گرديد ، زيرا كه اكثر اوقات خان سكندرصفات از سلطان محمود « 1 » خان آثار مخالفت و داعيهء طغيان مشاهده مىنمود ، ليكن اطاعت و دولتخواهى « 2 » نسبت به خاقان شيبانى مسلوك نداشت بلكه آثار مخالفت و طغيان ظاهر مىساخت . بنابرآن ، خاقان گيتىستان با سپاه فراوان بدان صوب « 3 » عزيمت نمود و سلطان محمود خان و برادرش سلطان احمد خان و بابر ميرزا [ براى ] استخلاص اندجان لشكر بىكران فراهم آورده ، طىّ منازل و قطع مراحل مىنمودند كه « 4 » در اثنا راه ، خاقان گيتىپناه ، با سپاه نصرت انتباه ، دررسيد و در همان منزل تلاقى عسكرين دست داده ، قتال در غايت صعوبت دست داد و به حسب تقدير يزدان ، سلطان محمود خان كه در ميان مغولان به خانى مشهور بود و سلطان احمد خان به الجه خان اشتهار داشت ، به دست سپاه ظفر دستگاه اسير و دستگير شدند . بابر ميرزا فرصت « 5 » ( 48 الف ) غنيمت دانسته ، به صد هزار محنت روى به وادى هزيمت نهاد و آن زمان عنان يكران به صوب بعضى از ولايت مغولستان منعطف ساخته ، بالاخر از راه حصار شادمان به جانب كابل افتاد . چون ديدهء امير محمد خان شيبانى از ديدن پيكر فتح و ظفر روشنى يافت ، قاصدى هم‌عنان برق و باد به تاشكند فرستاد « 6 » و به مغولان آنجاى « 7 » پيغام داد كه سلطان محمود خان و سلطان احمد خان در دست بندگان همايون گرفتار گشته‌اند و محمد بابر ميرزا روى به راه فرار آورد ، اگر شما را تمناايى « 8 » است كه غضب قيامت اثر « 9 » ، خرمن حيات و رشتهء زندگانى آن خانان را نسوزاند و پاره نگرداند ، تاشكند را خالى نموده به مغولستان وطن خود عزيمت نماييد « 10 » و در ضمن [ به ] ديگر اولاد جغتاى خان نوشته شد ، به ملاحظهء « 11 » آنكه كسى گرفتاران را محرق نگرداند بايد كه خواجه ابو المكارم را محبوس گردانيده ، از گريز مانع آيند . و آن دو خان عالى مكان « 12 » را دو سه روزى « 13 » نگاه داشته ، بعد از آن رخصت داد كه به هر طرف كه خواهند توجه نمايند . اما خواجه ابو المكارم پس از دو سه روزى كه در

--> ( 1 ) . س : « محمود » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 2 ) . س : دلخواهى . ( 3 ) . س : دار صولت ( 4 ) . س : « كه » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 5 ) . س : « فرصت » مكرر . ( 6 ) . ت : فرستاده ( 7 ) . ت : آنجايى ( 8 ) . ت : تمناى آن ( 9 ) . س : « اثر » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 10 ) . « س » ؛ « ت » : « خانان را نسوزاند . . . عزيمت نماييد » ندارد ، از حبيب السير افزوده شد . ( 11 ) . س : بىملاحظهء آنكه . ( 12 ) . ت : عالمكان . ( 13 ) . س : روز